خانه / زندگی‌نگاره یا مموآر / جستار، مموآر، خودزندگینامه

جستار، مموآر، خودزندگینامه

جستار، مموآر، خودزندگینامه

فرق بین مموآر و جستار شخصی چیست؟

مموآر و جستار شخصی دو فرم اصلی در ناداستان خلاق هستند و واضح­ترین تفاوت در دامنه و حجم آنهاست: مموآر داستانی اصلی از زندگی را روایت می‌کند و جستار شخصی کوتاه است و فضای کمتری در اختیار دارد. موضوعات ظریف‌تر در جستارهای شخصی بهتر پرداخته می‌شوند و کمک می‌کنند تا نویسنده بر یک واقعه یا یک تصویر تمرکز کند. صداقت و تمایل به آسیب‌پذیر بودن روی کاغذ، کلید نوشتن جستارها و مموآرهایی است که خواننده تا پایان زمین‌شان نگذارد. آسیب‌پذیر بودن به این معناست که کاستیها و اشتباهات خود را بپذیرید و صادقانه به آنها اعتراف کنید. البته تا جایی که در خدمت روایت شما باشند. زیاده روی در به سخره گرفتن خودتان باعث لودگی و پس زدن خواننده می شود.

کشف و شهودی در سفر به طبیعت،‌ تجربه کوتاهی در مواجهه با یک بیماری، یا تجربه چشیدن یک غذای جدید موضوعاتی برای جستار شخصی هستند،‌ در حالی‌که در مموآر طیف وسیع‌تری از وقایع، مورد نیاز است و می‌تواند بازه‌‌ای زمانی به بلندی تمام کودکی‌تان را در بگیرد.

مموآر و اتوبیوگرافی چه تفاوتی دارند؟

خود زندگی نامه داستان کلی زندگی یک فرد است. در حالی که مموآر باید در یک حوزه تخصصی خاص باشد که توجه خواننده را جلب کند. یعنی یک نویسنده یک اتوبیوگرافی دارد، اما می‌تواند چندین مموآر در حوزه‌های مختلف زندگی خود بنویسد، مثلا در مورد کودکی سختش، بیماری درمان ناپذیر برادر یا خواهرش، رابطه سخت و طولانی والدینش یا تجربه‌اش از جنگ.

در اتوبیوگرافی نویسنده مسیر کلی زندگی‌اش را مرور می‌کند و خواننده این مسیر را دنبال می‌کند، درحالی‌که مموآر در حوزه تجربه خاص شماست. یعنی جایی که هیچ‌کس به اندازه شما بر آن تجربه احاطه ندارد. البته این به این معنی نیست که لازم نیست درباره کارتان تحقیق کنید. مثلا اگر درباره بیماری پدرتان می‌نویسید باید پیشینه علمی لازم برای درک آن را مطالعه کنید یا اگر درباره خاطرات جنگ یا اتفاقی سیاسی می‌نویسید باید تحقیق کنید تا از شرایط سیاسی آن دوران، علت وقوع آن و تاثیر آن بر زندگی سایر افراد مطلع شوید.

همچنین ببینید

هاریکان

به‌وقت هاریکان

2 دیدگاه

  1. شهریار بهرامی

    سلام و درود. سال نو بر شما مبارک!
    در شرایط کرونایی، تندرست باشید و تاب آور!
    راستش من بیشتر از سی سال است که دارم ناداستان می نویسم و خودم نمی دانم! یک سالی می شود که با دوستان جدید، جُستار و ناداستان آشنا شده ام. حالا در فرصت طلایی دربندان خانه، سعی می کنم هر روز بنویسم؛ در واقع تایپ کنم. ان شاالله نمونه هایی را هم برای شما می فرستم. نمی دانم شما امکان یا فرصت راهنمایی کسی مثل من را دارید یانه؟
    امشب از خواندن مطالب سایت ناداستان بسیار مسرورشدم؛ ونیز امیدوار به خودم! ظاهرا کارِ من که یادداشت نویسی هر روزه است،مموآر به شمار می آید. مطالب شما را می خوانم، خدا را شکر می کنم و برای تان دعا می کنم.
    خدا نگه دارشما باشد
    بدرود

    • سلام و سپاس از نظر لطف شما.

      خوشحال می شیم مطالبتون رو بخونیم.
      مطلب جدید ما درباره یادداشت روزانه رو هم بخونید.

      موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *